تقریباً همه ما در مقطعی از زندگی گفتهایم که برای ورزش، مطالعه، خانواده، یادگیری یا انجام کاری که دوستش داریم وقت کافی نداریم. لورا وندرکم در کتاب «۱۶۸ ساعت» پیشنهاد میکند بهجای نگاهکردن به یک روز شلوغ، کل هفته را ببینیم. هر هفته ۱۶۸ ساعت دارد و این واحد بزرگتر، امکانهای بیشتری برای جابهجایی و انتخاب در اختیار ما میگذارد.
ایده اصلی کتاب این نیست که با سرعت بیشتری کار کنیم یا تمام دقیقههای زندگی را بهینهسازی کنیم. نویسنده میخواهد بفهمیم زمان واقعاً کجا میرود، کدام فعالیتها بیشترین ارزش را برایمان دارند و چرا کارهای مهم معمولاً به حاشیه رانده میشوند، درحالیکه کارهای کماهمیت بهسادگی تقویم را پر میکنند.
وندرکم پیشنهاد میکند ابتدا یک هفته کامل را ثبت کنیم و سپس بهجای ساختن برنامه بر اساس احساس کمبود وقت، آن را بر پایه واقعیت طراحی کنیم. او مفهوم «تواناییهای محوری» را از مدیریت کسبوکار وارد زندگی شخصی میکند: فعالیتهایی که در آنها توانمندیم، از انجامشان رضایت میگیریم و بهتر است خودمان انجامشان دهیم.
بخشهای مختلف کتاب به کار حرفهای، امور خانه، روابط خانوادگی و اوقات فراغت میپردازند. پیام مشترک همه آنها این است که نباید ابتدا تقویم را با وظایف روزمره پر کنیم و بعد امیدوار باشیم زمانی برای اولویتها باقی بماند. باید کارهای مهم را زودتر در هفته جای دهیم تا وقتی برنامهها به هم میریزند، فعالیتهای کمارزش حذف شوند، نه چیزهایی که برای زندگی ما معنا دارند.






